![]() |
![]()
یک شوخی جدی با رمانهای عامه پسند
شبهای کوش آداسی در شهر کتاب با حضور نجومیان و حرٌی نقد شبهای کوش آداسی با حضور اسماعیل امینی و بلقیس سلیمانی گفت و گو با اعتماد به مناسبت انتشار "شبهای کوشآداسی" ضرورت توجه به طنز در نظام دانشگاهی مصاحبه با ایسنا:مردم به آثار چاپی بیاعتمادند. مصاحبه با ایسنا:حسین پناهی به من متفاوت فکر کردن را یاد داد طنز، هنجار شکنی و مابقی قضایا یک،دو،سه طنز به نمایشگاه آمد معرفی"شکرستان"در سایت گل آقا به قلم اسماعیل امینی ![]()
در اهمیت «داور» بودن
و ناگهان هوا سرد شد شش دلیل معتبر برای وابستگی جواد ظریف به آمریکا و غرب و سایر نقاط دنیای پلید غارتگر تقویم تاریخ مردمان، جمله دستها برداشته تا رعیت ما گردند یلدا در آثار شاعران زبان فارسی فیزیوتراپی اقتصاد ایران ده روش نقد سیاسی در ایران کمدی دغدغۀ دانشآموزان در بیان کابینۀ وفاق ملی ![]()
March 2025
February 2025 January 2025 December 2024 November 2024 September 2024 August 2024 July 2024 June 2024 May 2024 April 2024 March 2024 February 2024 January 2024 December 2023 November 2023 October 2023 September 2023 August 2023 July 2023 June 2023 May 2023 April 2023 March 2023 February 2023 January 2023 December 2022 November 2022 October 2022 September 2022 August 2022 July 2022 June 2022 May 2022 April 2022 March 2022 February 2022 January 2022 December 2021 November 2021 September 2021 August 2021 July 2021 June 2021 May 2021 March 2021 February 2021 January 2021 December 2020 November 2020 October 2020 September 2020 August 2020 July 2020 June 2020 May 2020 April 2020 March 2020 January 2020 December 2019 November 2019 September 2019 August 2019 April 2019 March 2019 February 2019 January 2019 December 2018 October 2018 September 2018 August 2018 July 2018 June 2018 April 2018 March 2018 January 2018 December 2017 October 2017 September 2017 August 2017 July 2017 May 2017 April 2017 March 2017 February 2017 January 2017 December 2016 November 2016 October 2016 September 2016 July 2016 June 2016 May 2016 April 2016 March 2016 February 2016 January 2016 December 2015 September 2015 July 2015 June 2015 May 2015 April 2015 March 2015 January 2015 December 2014 October 2014 September 2014 August 2014 June 2014 May 2014 April 2014 February 2014 December 2013 November 2013 October 2013 September 2013 August 2013 July 2013 May 2013 April 2013 March 2013 February 2013 January 2013 December 2012 November 2012 October 2012 September 2012 August 2012 June 2012 May 2012 March 2012 January 2012 December 2011 July 2011 June 2011 May 2011 April 2011 March 2011 February 2011 January 2011 December 2010 October 2010 September 2010 August 2010 July 2010 June 2010 May 2010 March 2010 February 2010 January 2010 December 2009 November 2009 October 2009 September 2009 August 2009 July 2009 June 2009 May 2009 April 2009 March 2009 February 2009 January 2009 December 2008 November 2008 October 2008 September 2008 August 2008 July 2008 June 2008 May 2008 April 2008 March 2008 February 2008 January 2008 December 2007 November 2007 October 2007 September 2007 August 2007 July 2007 June 2007 May 2007 April 2007 March 2007 February 2007 January 2007 December 2006 November 2006 October 2006 September 2006 August 2006 April 2006 March 2006 February 2006 January 2006 December 2005 November 2005 October 2005 September 2005 August 2005 July 2005 June 2005 May 2005 April 2005 March 2005 February 2005 January 2005 December 2004 November 2004 October 2004 September 2004 August 2004 July 2004 June 2004 January 2004 December 2003 November 2003 October 2003 September 2003 ![]() info at bbgoal.com
rouyasadr at yahoo.com |
![]() |
|
نظرات (43)
بی بی گل خیلی باحال بود. ملذوت (مورد لذت واقع شدن) شدیم...
Posted by فهیم | May 30, 2008 6:04 PM
سلام بی بی گل
ای زن که خودت را این چنین ساخته ای
در خانه تبرج ار کنی باخته ای
Posted by محمد جاوید | May 31, 2008 12:21 AM
س ل ا م
من باز اومدم!
البته طناز 1 سال پیش از طرح پاکسازی در تلارها هم خبر داده بود که به لطف طرح جدید این هم اجرایی شد تا نوامیس مرم در امان باشند!
البته نوامیس هم کم مقصر نیستندا!!(نیش خند)
راستی راه گم کرده بودین ظناز رو ذوق مرگ کرده بودبنا(چشمک)
ممنونم که آپ کردی!
بدروود
Posted by هاشیم | May 31, 2008 12:37 AM
این سئوال هم از سردار می پرسیدید
سردار چرا اینقدر رفتار متصدیان امنیت اخلاقی با مردم بد و دور از انسانیت است؟آیا چون این را هم خود مردم از شما خواستند؟
عالی بود
موفق باشید
Posted by نسیم | May 31, 2008 9:39 AM
بسيار زيبا
Posted by arman | May 31, 2008 10:17 AM
ziad ba mazze nabood, man entezaar dashtam ba mazze tar az ina bekhonam
Posted by barsi | May 31, 2008 10:18 AM
مرسی واقعا بابت این مطلب احتمالا از این ببعد هنگام ورود به خانه تقاضای روئیت شناسنامه ، عقدنامه و رهگونه مدرک مستدل در رابطه با ازدواج هم می شوند
Posted by صندوقک | May 31, 2008 10:29 AM
بی نظیر بود ...
شاید هم روزی شنیدین مردی به علت هم خوابی و تجاوز به همسرش شب جمعه دستگیر و به زندان اوین فرستاده شد
از شوخی گذشته همه اینها نشانه حرکت کلی حکومت به فساد درونی و از هم پاشی و نداشتن عقل حاکم هستش
خدا آخر و عاقبت همه رو بخیر کنه
Posted by احسان | May 31, 2008 12:24 PM
سردار رادان توي برنامه مثلث شيشه اي كه اومده بود ؛ به رشيد پور گفت : ما هيچ وقت براي جمع كردن ماهواره به خانه كسي هجوم نياورديم بلكه به پشت بام ها رختيم و ماهواره ها را جمع آوري كرديم !_ مثل اينكه ما اشتباه مي كرديم تا حالا، پشت بام جز خانه نيست !_
Posted by خواجه فاضل | May 31, 2008 12:34 PM
طرح بعدی برادران و خواهران نیروی انتظامی نظارت بر اتاق خوابهای مردم است تا زن و شوهر با مقررات ناب اسلامی و با حجاب کامل به رختخواب بروند و برای اینکه نیمه شب شیطان به جلدشان نرود تا آن کار دیگر نکنند یکی از مآمورین گمنام امام زمان آنها را تحت نظارت خواهد داشت
دوستان هرچند شوخی است ولی دور از واقعیت نیست
Posted by max | May 31, 2008 6:38 PM
سلام استاد رويا صدر گل
ممنونم كه نظر داده بودين
به خاطر بعضي چيزا كه تو وبلاگم نوشتم
نتونستم تا چندي بنويسم
اما دلتنگ نوشتن بودم و رو همين اساس مطلبي جديد ارائه
كردم كه از شما استاد عزيزم تقاضا
ميكنم از اون بازديدي بفرماييد و نظر خودتون رو ابلاغ بفرمائيد
كار مصاحبتون هم جالب بود
و خوب طنز تلخي بود
به هر حال بايد بعضي اشتباهات رو تحمل كرد
يا علي.
Posted by احسان آهني (ساكت) | May 31, 2008 7:50 PM
دوستان یکی به این آغای تارزان بگه ما خانم ها امنیت نخوایم بایستی کی رو ببینیم
توجه کنید گفتم آغا نه آقا ... !!!!
راستی اون تارزان همونی هست که برامون تو جنگلا جیغ و فریاد می کشیدا یه موقع با سردار رادان غیور و فاتح بابل و بغداد و غیره اشتباه نگیریدا
Posted by RoxanA | May 31, 2008 9:38 PM
دستمریزاد و خدا قوت.
اگه نوشته های شماها نبود لبخند زدن هم فراموش می شد.
Posted by مهران | June 1, 2008 8:51 AM
سلام و ممنوناتيم
هم به خاطر بازديدتون و هم به خاطر دعاتون
كلاً ممنونم
دعامون كنيد
يا علي
Posted by ساكت | June 1, 2008 1:44 PM
اگرچه نوشتن چنين چيزها هيچ خوبيت ندارد و لي نمي دانم چرا همينطور يادم آمد :
...شهر در امنيت کامل دزدان است...
Posted by کاکه تيغون | June 1, 2008 2:44 PM
خدا را شکر چون طیر ابابیل
بریزند گشت ارشادان به صد قیل
بگردند جمله سوراخان من را !!
شده امنیتم تکمیل ِ تکمیل
---------------------------------
دو تا دیگه اینجوری بنویسید فیلتر میشید اونووقت مثله ما وبلاگی میشد مام به خودمون افتخار می کنیم !
راستی اگه قرار بود به سبک مثلث شیشه ای باشه یادتون رفته بعد از گذر از همه ی چالش ها به کمک مجری بسی تقدیرر و تشکر بشه از مقام ارشد نظامی !
Posted by شیخ عیسی ابوزید | June 2, 2008 3:16 AM
داستان مگر تو خودت ذهن نداری؟ خيلی جالب بود ولی ناتمام. من فكر كردم بقيه صفحه باز نشده!
تو دومين نفری هستی كه ميبينم شبيه ايتالو كالوينو داستان مينويسه اوليش بورخس بود.
اين ويرگولا چين مثل ميخ می ريزی وسط كلمه ها الان لينكهيه مقاله كوتاه سعيد حنايی به نام ويرگوليزاسيون رو برات ميزارم. مقاله های ديگهای هم اونجا معرفی كرده كه لازم نيست بخونی! فقط بايد دستت بياد كه ويرگول برای چی اختراع شده.
اون نوشته پاولف رو يه چيزايی بهش اضافه كردم و يه توضيحاتی درمورد آزمايشهای پاولف دادم. فكر كنم الان منظورم خيلی بهتر رسوندم.
علی يارت. عمر نگهدارت.
Posted by محسن | June 2, 2008 8:05 PM
نامرد اسم مطلبو عوض كرده! اسم به اون خوبی
Posted by محسن | June 2, 2008 8:11 PM
همين چندروز پيش بود تو يه روزنومه خوندم كه مرد مجردي كه در يكي از كشورهاي اجنبي زندگي مي كرد، هر روز شاهد كم شدن خوراكي هاي داخل يخچالش مي شد. يه دوربين مخفي كار گذاشت و سپس خانومي را كشف كرد كه در بين روز به يخجال او مراجعه و از غذاهاي او تناول مي كند. وي با مراجعه به پليس و كلي كندو كاو پليسي پليس ها توانست زني را از كمد خانه اش پيدا كند كه حدود يك ماه در آن خانه ارتزاق مي كرد بدون آن كه صاحبخانه او را ببيند. بااين وصف...
و من به روز شده ام.
Posted by من خودم | June 4, 2008 7:02 AM
يكي كنار دستم نشسته ميگه بنويس آي خنديديم آي خنديديم ولي من بهش مي گم كجا خنديديم؟! اول يه آه نيمه بلند كشيدم بعد آماده شدم كه بنويسم، بنويسم كه... اصلا بي خيال ننويسيم سنگين تر...
چند اين چنين سخن گفته ايم ولي انگار سخنان نامفهوم ما ز سكوت حلقوممان هم بي صدا تر است...
Posted by اميدهاي فردا | June 4, 2008 7:14 AM
عالی بود سبیل ما را چرب کرد!
ما شخصا شاهدیم که برای جلب امنیت مقرون با آسایش و فرسایش و نمایش و گرایش(به ولایت)و سایر مستلزمات زندگی مدرن! گاهی خود جناب احمدی نژاد با تمام کابینه در خونه شهروندا میرن! قوربونشون برم دیگه چی می خواییم؟! مرگ؟!
Posted by بی پروبال | June 4, 2008 10:21 AM
ممنون. هرچند هر چی که این روزها بهش می خندم خیلی زود به واقعیت تبدیل می شه.
Posted by لوبيا | June 4, 2008 12:05 PM
با عشق يعني... به روز شدم
Posted by من خودم | June 5, 2008 7:04 AM
حادثه را به نظم كشيدم و پيگير شدم. به پليس مراجعه كردم و كشف عوامل را جويا شدم و باقي قضايا...
Posted by من خودم | June 6, 2008 9:19 AM
ور نمي دارن دست از سر زواياي پيدا و پنهان ما پا برهنگان هميشگي عالم ...
Posted by saeed | June 7, 2008 6:21 PM
سلام بی بی گل عزیز
بعد مدتها...
با شعری تازه در سایت عروض
صمیمانه منتظرتان هستم:
http://www.arooz.com/mag2/1387/03/post_161.php#more
Posted by فاطمه اختصاری | June 8, 2008 2:39 AM
س ل ا م خانوم بی بی گل
شرمنده کردین...مردم از خجل شدن!
ممنون
Posted by هاشیم | June 8, 2008 10:45 AM
سلام
كمافي السابق عالي
دست مريزاد
Posted by رند عالم سوز | June 8, 2008 11:07 AM
سلام
از شما برای دیدن وبلاگ کاریکلماتور دعوت
میکنم. در صورت تمایل لطفا نظرتان را اعلام فرمایید.
با سپاس فراوان
Posted by سهراب گل هاشم | June 8, 2008 3:50 PM
جای کار داشت. یعنی بهتر می شد بشه. قبلی هم همین طور.
Posted by شهاب | June 8, 2008 4:08 PM
ممنونم از لطفتان
واقعا خوشحالم کردید
افتخار نظر شما برایم...
Posted by فاطمه اختصاری | June 8, 2008 10:01 PM
سلام!
خوشحالم كه منصفانه نظر داديد. حق با شماست!
در ضمن طنزتون يه جور خاصيه!(جور خوب!)
Posted by صالح | June 9, 2008 6:47 PM
با هزار امید و آرزو اومدم فکر کردم آپ کردین ... ضایع شدم مثله اینکه ... ولی خدایی آپ کنید منتظرم
Posted by عرش | June 10, 2008 2:47 AM
كاش مي شد ميومدن اين چكمه ها و مواد آرايشي رو از توي خونه ها جمع مي كردن. مرديم از بار گناه. اگه خنده ي خانومها رو هم جيره بندي مي كردن خيلي بهتر بود. آخه آدم دچار وسوسه مي شه.
Posted by Mehdi | June 10, 2008 11:27 AM
سلام خانم صدر .
دیروز کتاب تان را خریدم .
ه. مثل تفاهم .
مجموعه طنزهای گل آقایی سال 78 تا 83 شما را خواندم . امروز هم توفیق داشتم مطالب محتوی سایت شما را مطالعه کنم .در مورد زد وبندهای روزانه تازه یاد حرفهای خاتمی می افتم که می گفت آزادی در حد قانون ( چون معلومه که چقدر در فشار بوده که همون رو هم بزور آپدیت کرد . ) در حالی که ما آزادی کامل می خواستیم .ولی حالا راست می یان دست دخترهای ما رو می گیرن راست میندازن تو ماشین . الکی میان رو پشت بام ها می گن همسایه ها شکایت کردن .
ولی خودشون می دونن که این کار شکست خورده است . با این کارها امام زمان نمی یاد که هیچ . اگر بیاد اول دماغ اینا روخورد می کنه . خواهش می کنم زیاد به پر وپای اینها هم به دور از طنز نپیچین . چون بد جوری اذیت می کنن .برای تون آرزوی موفقیت دارم .
Posted by صمدآقا | June 11, 2008 5:19 PM
با مطلبي دربارهي فردوسي بهروزم
Posted by من خودم | June 11, 2008 9:40 PM
با مطلبي دربارهي فردوسي بهروزم
اگر ميگفت «بسي رنج بردم در اين سالْ پانزده» ميتوانست بعد بگويد «عجم زنده كردم بدين پارسي»؟
Posted by من خودم | June 11, 2008 9:41 PM
سلام بی بی گل نازنین!( زبانم لال یه وقت اشکال شرعی نداشته باشه)
مرسی از وجودت،(لال بشم اگه اگزیستانسیلال باشم!)حضورت(منظورم به ایمیل بود با بعضی حضورها اشتباه نشه!)و طنزت( که اشک به چشم آدم می آورد...منظورم از خنده س!!!)منتظر کتاب طنز وبلاگیت هستم بی صبرانه!
Posted by علیرضا مجابی | June 12, 2008 9:43 PM
مهم در مورد نشریه گل آقا....میتوانید به آدرس زیر مراجعه کنید:
http://www.tanzdooni.blogfa.com/post-81.aspx
Posted by sotooneazad | June 13, 2008 1:10 PM
سلام
با کاریکلماتورهای تازه در ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد ـ خرداد ۸۷ شماره ۲۷
به روز هستم.
Posted by سهراب | June 14, 2008 1:13 PM
بنده گویاپیشترآمده-خوانده ورفته ام.پست عوض نشده ها؟ به هرحال می گویندرسم است می روی جایی لااقل به قدریک چای خوردن هم شده تامل کن..مااینجادوتاچای خوردیم وحال می رویم! با یک بدون شرح!به روزم
Posted by کارگاه نمدمالی | June 14, 2008 6:20 PM
سلام دوست عزيز
اينطور که مي بينم توي ويلاگت تبليغي نذاشتي
اين خيلي بده چون به اين صورت استفاده از زحماتت نمي کني
شايد اصلا قصدت از زدن وبلاگ سود نبوده
ولي حالا که ميشه چرا سود نکني
منم تا چند وقت پيش در وبلاگم تبليغات نميزاشتم
ولي الان فهميدم که اشتباهي کردم مي تونستم تا الان خيلي سود کنم
ولي به اين نتيجه رسيدم که هيچ وقت دير نيست
و در اين سايت عضو شدم
سيستم سايت به گونه اي هست که شما برو روي وبلاگت تبليغات اونها رو مي زاري و اونا در عوض هر کليکي که بر روي تبليغات از سوي بازديدکنندگان بشه به شا پول مي دن
تازه هر کس رو هم معرفي کني به سايت ( يعني همين کار يکه من دارم مي کنم البته اگر شما افتخار بدين) باز يک پولي هم اونجوري مي گيري
پس عجله کن
براي ثبت نام روي وبسايت کليک کن
به وسيله اين ليتک هم مي توني ثبت نام کني
http://www.oxinads.com/index.php?a=7499
Posted by Saman | June 18, 2008 3:30 PM
مهربانم! از مهر تو سپاسگزارم. شادو تندرست باشی.
اردوخانی
Posted by اردوخانی شوخی و جدی | June 21, 2008 4:42 PM