November 2020
October 2020
September 2020
August 2020
July 2020
June 2020
May 2020
April 2020
March 2020
January 2020
December 2019
November 2019
September 2019
August 2019
April 2019
March 2019
February 2019
January 2019
December 2018
October 2018
September 2018
August 2018
July 2018
June 2018
April 2018
March 2018
January 2018
December 2017
October 2017
September 2017
August 2017
July 2017
May 2017
April 2017
March 2017
February 2017
January 2017
December 2016
November 2016
October 2016
September 2016
July 2016
June 2016
May 2016
April 2016
March 2016
February 2016
January 2016
December 2015
September 2015
July 2015
June 2015
May 2015
April 2015
March 2015
January 2015
December 2014
October 2014
September 2014
August 2014
June 2014
May 2014
April 2014
February 2014
December 2013
November 2013
October 2013
September 2013
August 2013
July 2013
May 2013
April 2013
March 2013
February 2013
January 2013
December 2012
November 2012
October 2012
September 2012
August 2012
June 2012
May 2012
March 2012
January 2012
December 2011
July 2011
June 2011
May 2011
April 2011
March 2011
February 2011
January 2011
December 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
                
info at bbgoal.com
rouyasadr at yahoo.com


Enter Your Email
 





خاطرات کسی که هیچ‌کس نیست
November 24, 2020

%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA.jpg

درنگی بر کتاب: «روزنامه خاطرات یک آدم ناقابل»، انتشار یافته در خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)

یکی از «هیچ‌کس» های این دنیای بزرگ که نامش چارلز پوتر است و در شرکتی تجارتی در لندن کار می‌کند اعتقاد دارد تنها چیزی که مرد را می‌سازد، نوشتن یادداشت‌های روزانه است. ازاین‌رو بااینکه می‌‌‌داند آدم ناقابلی است تصمیم می‌گیرد خاطراتش را بنویسد و آن را (ازآنجاکه فکر می‌کند می‌تواند به او تشخص بدهد و برای مخاطب جالب باشد) منتشر کند. خاطراتی که حاصل درگیری‌های پیش‌پاافتاده در دنیای کوچک راوی و شرح ماجراهای زندگی روزمره خودش و همسر و پسرش در منزل جدید استیجاری‌شان در حومه لندن است؛ از دردسرهای پادری و تعمیرهای جزئی منزل و رسیدگی به باغچه گرفته تا سروکله زدن با کاسب‌های محل و سفارش لباس و رفت‌وآمدهای خانوادگی و دوستانه و خوردن غذا و سوارشدن به اتوبوس و درشکه و شرح ملال کار هرروزه در اداره و امثال آن. بی‌اغراق هیچ نکته برجسته‌ای ندارد که با طنابش بتوان به قعر چاه تاریخ رفت، نکات مبهم و ناگفته‌اش را روشن کرد و به تماشایش نشست! رمان «روزنامه خاطرات یک آدم ناقابل» پیامد این تصمیم عجیب‌وغریب است! و عجیب‌تر آن‌که همین دغدغه‌های پیش‌پاافتاده زندگی راوی با چنان طنز لذت‌بخش و شیرینی عجین شده است که تا کتاب را تمام نکنی به زمینش نمی‌گذاری!
کتاب «روزنامه خاطرات یک آدم ناقابل» نوشته جورج گروسمیت، کمدین، نویسنده و آهنگساز انگلیسی، ابتدا در نشریه پانچ در 26 قسمت منتشرشده و سپس در قالب کتاب در 24 فصل در سال 1892 منتشرشده است؛ بنابراین مربوط به اواخر قرن نوزدهم میلادی و دوران ویکتوریاست؛ دوره‌ای که تغییرات اجتماعی درراه است و نفوذ طبقه آریستوکرات در سایه تحولات اجتماعی و اقتصادی انقلاب صنعتی در حال کمرنگ‌تر شدن است. کتاب تصویرگر این شرایط است؛ شرایط و سبک زندگی بریتانیای اواخر قرن نوزدهم و تأثیر آن بر زندگی روزمره کارمند میان‌مایه‌ای به نام چارلز پوتر. بخش مهمی از کتاب به تقابل نسلی در قالب ماجرای درگیری‌های پوتر با پسرش اختصاص دارد. پوتر که معتقد است جوانک‌ها تهوع‌آورند، نه از زبان جاهلانه و عامیانه پسرش سر درمی‌آورد و نه از برنامه‌های تفریحی او (که مبتذل و مشمئزکننده‌شان می‌خواند) دل‌خوشی دارد. نمایندگان دو نسل هم را نمی‌فهمند و برای نگاه و درک یکدیگر از زندگی ارزش قائل نیستند؛ اما این تمام ماجرا نیست. پوتر که در ابتدای کتاب اعتراف می‌کند ناقابل است بر اصالت طبقاتی خود اصرار دارد، طرفدار رفتار و منش محترمانه است و تلاش می‌کند اصالت و تشخصش در برخورد با نقاش‌های ساختمان، شاگرد مغازه‌ها، مستخدم‌ها و دکان‌دارها خدشه‌دار نشود. بااین‌حال جامعه در حال دگرگونی است. وقتی تنها آشنایی را که در مهمانی رقص جناب شهردار می‌بیند ابزارفروش بی‌نزاکتی است که بعد کاشف به عمل می‌آید که دوست یکی از قضات دادگاه بخش در لندن است، آزار می‌بیند و از ابتذال رفتار و پوشش آنچه مد روز است به خشم می‌آید. این ویژگی‌ها به‌خودی‌خود نمی‌تواند باعث ایجاد طنز بشود ولی وقتی در ظرف شخصیت و کاراکتر پوتر ریخته می‌شود به طنز می‌رسد. پوتر خود اهل طنز و بذله‌گویی است. همۀ فکر و ذکرش این است که جوک‌های خوب تعریف کند تا تحویلش بگیرند و خودی نشان دهد ولی ماجرا همیشه آن‌گونه که او می‌خواهد پیش نمی‌رود. اگر اثر کمیک را بیش از هر چیز حاصل ناسازگاری و انعطاف‌ناپذیری شخص در برابر زندگی اجتماعی بدانیم این انعطاف‌ناپذیری در پوتر در تضادهای رفتاری و شخصیتی او متجلی می‌شود. پوتر موجود متضادی است و تضاد خاستگاه طنز است. میان دریافتی که از خودش دارد و نمود بیرونی‌اش تضاد وجود دارد. حتی جوک‌هایی که فکر می‌کند نشانه هوش اوست کمتر مایه خنده اطرافیانش می‌شود. او که به نظر زنش یک فیلسوف تمام‌عیار است و افکارش را عالی بیان می‌کند، در واقع شخصی زودباور و گیج است که به‌سادگی رو دست می‌خورد و تصمیمات احمقانه می‌گیرد. تحت تأثیر القائات یک دوست، هوس می‌کند تمام خانه را از عصای دوستش گرفته تا وان خانه رنگ کند و افتضاح به بار بیاورد ولی باز سلیقه‌اش را تحسین کند و خودش را نبازد! سراسر رمان پر است از کلاه‌های گشادی که از تعمیرکار گرفته تا بقال و سبزی‌فروش و همکار و رئیس و فرزند و دوست سرش گذاشته‌اند و یا بازیچه خنده‌اش قرار داده‌اند ولی بااین‌حال با اقامه این دلایل که: «با این آدم‌ها نباید بحث کرد» و: «توهین را به روی خودم نیاورم آبرومندانه‌تر است» و یا: «عیبی ندارد، جواب خوب را می‌گذارم برای دفعه بعد!» سعی می‌کند خودش را توجیه کند تا اقتدارش نزد سروهمسر و حتی خودش خدشه‌دار نشود! گاه نیز بجای رودررویی مستقیم، محترمانه می‌داند که به قول خودش: «با نوشتن نامه‌های بسیار طعنه‌آمیز که جملاتش به نظرش خیلی نیشدار می‌آید» داد خود از کهتر و مهتر بستاند، غافل از آنکه نامه‌های اعتراض آمیزش از هزارتا پوزش بدتر است، چرا که: «در آن‌ها از اینکه به او توهین شده پوزش خواسته است!» پوتر مثل همه قهرمانان آثار کمیک یک تیپ است. آمیزه‌ای از خودپسندی با بلاهت را در خود دارد که حرف‌های گنده می‌زند و با بیان نکته‌های پیش‌پاافتاده ولی به نظر خودش هوشمندانه و طنزآمیز، درحقیقت حقارت‌های وجودی آدم‌های عصاقورت‌داده را به نمایش می‌گذارد! اینجاست که عکس‌العمل‌ها و یا قضاوت‌های عجیب و غیرعادی‌اش اثر را به سمت‌وسوی طنزی ابزورد می‌کشاند، طنزی که در سنت ادبیات انگلیسی از جاناتان سویفت شروع می‌شود، با لوییس کارول تداوم می‌یابد و به مونتی پایتون می‌رسد. شخصیت پوتر در این میان سویه‌های آشنایی با دنیای درون و پیرامون مخاطب دارد و همذات‌پنداری او را هم برمی‌انگیزد و به سمت‌وسوی طنزی تراژیک می‌رود که عمق می‌یابد.
همراهی این فضا با ایجاد طنز موقعیت، به طنز اثر گاه ساختاری دراماتیک می‌دهد: «کری گفت تقصیر خودت است که دفتر را گذاشته‌ای دم دست نظافتچی و دودکش پاک‌کن. بهش گفتم این جواب سؤال من نیست. این پرخاش و تغیر به نظرم بی‌نهایت بجا بود، خیلی خیلی مؤثر واقع می‌شد اگر زانویم نمی‌خورد به گلدان و نمی‌افتاد و خرد نمی‌شد.» این ساختار دراماتیک که در بخش‌های دیگر اثر نیز دیده می‌شود سبب شده که بر اساس آن چندین نمایش‌نامه، یک فیلم کوتاه، دو سریال تلویزیونی و سه نمایش رادیویی نیز ساخته شود.
جورج گروسمیت نویسنده کتاب حاضر در کارنامه هنری خود 18 اپرای کمدی، حدود صد قطعه موسیقی، ششصد آواز و قطعاتی برای پیانو، سه کتاب و تعداد زیادی طنز روزنامه‌ای دارد و مصور شدن کتاب توسط برادر او ویدون گروسمیت بر جذابیت آن افزوده و طنز نوشتاری را با طنز تصویری عجین کرده است.
«روزنامه خاطرات یک آدم ناقابل» با ترجمه شهلا طهماسبی برای اولین بار در شهریور 96 منتشرشده و به‌تازگی چاپ دومش راهی بازار نشر شده است.


پروژه تاکسی هوایی و چند تصویر پراکنده
November 18, 2020

«وزیر راه و ترابری: مردم می‌توانند با استفاده از هواپیماهای شخصی در پروژه تاکسی هوایی ثبت‌نام کنند.»

+در گفت‌وگوی خبری
اقدامات لازم برای ترخیص تاکسی‌های هوایی دپوشده در گمرک در دست انجام است و همه تلاش ما این است که مردم عزیز ما، در تأمین هواپیمای شخصی با مشکل مواجه نشوند و این نوید را به مردم خوب‌مان می‌دهیم که به‌زودی مشکل کمبود تاکسی هوایی برطرف می‌شود.

+در اخبار سراسری
یک انبار حاوی ۶۰۰۰۰۷ فروند تاکسی هوایی قاچاق، شناسایی شد و سردسته باند معروف به: «سلطان تاکسی هوایی» به دام افتاد. در همین رابطه ۵ کارتن‌خواب که از کارت‌های بازرگانی آن‌ها جهت جابه‌جایی ارز حاصل از صادرات قطعات یدکی هواپیماها استفاده می‌شد شناسایی شدند که نقش مهمی در نوسانات چند سال اخیر ارزی داشتند و تحقیقات از آن‌ها ادامه دارد.

+در اخبار غیرسراسری
مراسم قرعه‌کشی پیش‌خرید فوق‌العاده هواپیمای شخصی با آپشن‌ ویژه (دستگیره در فایبرگلاس و جافندکی) با پیش‌پرداخت ۲۰۰ میلیون برای طبقات آسیب‌پذیر و خانوارهای یارانه‌بگیر
-موعد تحویل: از سال ۱۵۰۰
-به هر کارت ملی فقط یک هواپیما تعلق می‌گیرد

+در آگهی‌های غیربازرگانی:
فروش هواپیما، فوری، زیر قیمت، مخصوص فارغ‌التحصیلان جویای کار
-یک هواپیمای شخصی مدل ۲۰۲۰ جوانان. رنگ نخودی. رینگ‌اسپرت. بدون لاستیک‌سابی
-مناسب برای جابه‌جایی مسافر دربستی خط آزادی-ونک

+در محضر دوست و آشنا:
- برا آقازاده می‌خوام. تازه تصدیق گرفته. می‌خوام بدم بهش مسافر بزنه، برا خودم یه هواپیمای شاسی‌بلند بخرم.

+در بنگاه معاملات هواپیما:
- نه تصادفیه قربونت برم، نه خوردگی و خش داره. مال یه خانوم دکتر بوده. صبح مسافر می‌زده می‌رفته فرودگاه عصر برمی‌گشته.

+در مرکز مربوط به امنیت اخلاقی
-جناب سروان! به خدا مرغای آسمون اشتباه کردن... لابد موهای یکی دیگه بوده... من اصلاً این هواپیمای شخصی رو از آسمون تهران بیرون نبردم. به خدا اصلاً از بالای قله سبلان رد نشدم...

+در کانون گرم خانواده:
-دوباره سه روز تعطیله. لابد بازم آسمون شمال جای سوزن انداختن نیست (در حال جست‌وجوی وضعیت جاده‌های هوایی)...

+در مراسم خواستگاری:
-آقای داماد چه‌کاره‌ان؟
-با هواپیمای شخصی، مسافر جابه‌جا می‌کنه.

(انتشاریافته در خبرگزاری ایسنا)


سیر و سفر در وادی طنز
November 16, 2020

%D8%B3%DB%8C%D8%B1%DB%8C%20%D8%AF%D8%B1.jpg


از انتشار نشریه شاهسون که اولین آثار طنز مطبوعاتی زبان فارسی را در خود داشت بیش از یک قرن می‌گذرد، طنزی که بعدها به‌تناسب شرایط اجتماعی و سیاسی پیش رفت و به یک جریان در مطبوعات معاصر کشورمان تبدیل شد. کتاب «سیری در داستان‌های کوتاه از نشریات طنز و فکاهی» که به کوشش زنده‌یاد محمد رفیع ضیایی و غلامرضا کیانی رشید فراهم آمده و اخیراً از سوی انتشارات مروارید منتشرشده راوی حرکت این جریان از طنز از سال 1286 تا امروز است.
کتاب در سه فصل سامان‌یافته است. فصل اول به بررسی تحلیلی سیر تحول نشریات طنز و فکاهی اختصاص دارد. این بررسی در بستر رخدادهای سیاسی و اجتماعی ایران معاصر دنبال شده است و نشان می‌دهد که نه‌تنها محتوا، مضمون و قالب طنز مطبوعاتی معاصر از شرایط سیاسی و اجتماعی تأثیر پذیرفته بلکه اصولاً حیات و سرنوشت نشریات طنز معاصر نیز با سیاست گره‌خورده است. برای مثال در کتاب حاضر می‌بینیم که چگونه در دوره پهلوی اول نشریات سیاسی انتقادی چون ناهید جای خود را به نشریات فکاهی صرف می‌دهند تا اینکه از شهریور 20 تا 1332 زمینه برای حضور دوباره نشریات فکاهی سیاسی فراهم می‌شود.
این فصل با فهرست کاملی از نشریات طنز و فکاهی 1286 تا امروز همراه است. این فهرست به تفکیک مقاطع مهم تاریخ سیاسی ایران معاصر طبقه‌بندی شده که برای پژوهشگران طنز بسیار راهگشاست و کامل‌ترین فهرستی است که تاکنون از نشریات طنز معاصر تدوین شده است. نویسندگان کتاب خود از چهره‌های طنز و کاریکاتور معاصرند و این امر، زمینه‌ساز ارائه نگاهی از درون به روند طنز مطبوعاتی معاصر و انتقال دریافتی واقع بینانه از افت‌وخیزهای آن است.
فصل دوم کتاب به معرفی برخی نشریات اثرگذار طنز و فکاهی تاریخ معاصر اختصاص دارد. این نشریات عبارت‌اند از: صوراسرافیل، ناهید، چلنگر، توفیق، کاریکاتور، توفیقیون (فکاهیون)، خورجین، گل‌آقا و طنزوکاریکاتور. مشخص نیست که ملاک نویسندگان کتاب برای اثرگذار بودن یک نشریه چیست. برای مثال نشریاتی چون باباشمل و حاجی‌بابا انتشاریافته در پیش از انقلاب و نامه‌آهنگر انتشاریافته در پس از انقلاب در قیاس با برخی نشریاتی که در کتاب آمده است (مثل توفیقیون) اگر اثرگذارتر هم نباشند قطعاً اثرگذاری کمتری ندارند. البته ازآنجاکه حتی همکاری منوچهر احترامی با نشریه نامه‌آهنگر نیز در بیوگرافی او در کتاب نیامده است، شاید این کمبود و نقصان خارج از اراده گردآورندگان کتاب باشد!... یکی از نشریاتی که در کتاب حاضر به‌صورت مفصل موردبررسی قرار گرفته ناهید (1300 - 1309) است. ناهید از نشریات مهم و اثرگذار تاریخ معاصر است که در طی انتشار خود با فرازوفرودهای بسیاری روبرو بوده است و تاکنون در پژوهش‌های طنز به آن پرداخته نشده است. معرفی این نشریه در این کتاب (که با نمونه‌هایی از آثار آن نیز همراه شده) بی‌شک برای پژوهشگران راهگشاست و تسلط نویسنده (محمد رفیع ضیایی) روی مباحث مربوط به طنز ترسیمی، تصویری دقیق و کارشناسانه را از این نشریه در دست می‌دهد که حتی در مقایسه لوگوی ناهید با صوراسرافیل نیز متجلی است (هردو لوگو فرشته آزادی را به تصویر کشیده‌اند که از مشرق بال گشوده و آمده و جلو اهریمن استبداد ایستاده است.)همچنین در بخشهای مربوط به نشریات توفیق و کاریکاتور نیز این نگاه کارشناسانه به کاریکاتور مشهود است. از این‌رو اگرچه کتاب حاضر به بررسی آثار داستانی نشریات اختصاص دارد ولی تسلط ضیایی بر کاریکاتور و پیشینه آن، باعث شده که در آن بررسی فرمی و محتوایی طنز ترسیمی نشریات فکاهی همپای طنز مکتوب (و گاه بیش از آن) موردنظر قرار گیرد.
فصل سوم که بخش مهم و عمده کتاب است، به 55 داستان کوتاه از نویسندگان نشریات فکاهی و طنز اختصاص دارد و به علت محدودیت تعداد صفحات کتاب، بیشتر تمرکز بر نویسندگان قدیمی‌تر قرارگرفته است. از رهگذر مطالعه این داستان‌ها می‌توان با فضای آثار مطبوعات فکاهی و طنز معاصر آشنا شد و به روند حرکت داستان‌های این نشریات دست‌یافت. همچنین این داستان‌ها به‌مثابه اسناد تاریخی، مخاطب را با سبک زندگی و مسائل مردم دوره‌های مختلف بازه زمانی موردبررسی آشنا می‌کنند. در میان آثار گردآمده، داستان‌های خواندنی کم نیست؛ از آن جمله می‌توان از داستان «اندازه گرفتند دیدند دو زرع و نیم است» نوشته پولادور به نقل از هفته‌نامه توفیق و «سفر اسرارآمیز» نوشته منوچهر پازوکی به نقل از مجله خورجین اشاره کرد. داستان «بزرگداشت آقای ملنگدوست» نوشته منوچهر احترامی به نقل از ماهنامه گل‌آقا نیز جای خود دارد که نقل یک اثر از احترامی، قادر است عیار یک مجموعه طنز را تا حد قابل‌توجهی بالا ببرد! البته برخی از آثار کتاب نیز ممکن است با سلیقه مخاطب امروزی فاصله داشته باشد ولی این مجموعه به‌عنوان یک اثر پژوهشی فراتر از نگاه و یا دریافت مخاطب امروزی فراهم آمده و درصدد انعکاس روند دگرگونی ژانر داستان در نشریات فکاهی است و ازاین‌رو در ارزش‌گذاری این آثار باید تأثیری را که بر شرایط اجتماعی و سیاسی زمانه خود گذاشته‌اند و نقشی که در ارتقای فرمی و تکنیکی این بخش از هنر نوشتاری معاصر ایفا کرده‌اند در نظر گرفت و آن‌ها را در ظرف زمانی خودشان سنجید.
یکی از مشکلاتی که در بررسی‌های این‌چنینی پیش روی پژوهشگران ما قرار دارد در دسترس نبودن تمام نشریات بازه زمانی موردنظر است. بااین‌حال به نظر می‌رسد کتاب حاضر در انعکاس تصویری از روند داستان کوتاه طنز و ارائه آثار نویسندگان این ژانر موفق عمل کرده است، چراکه بیشتر نویسندگان داستان‌های طنز، در نشریات مختلف قلم زده‌اند و در صورت دسترسی نداشتن به نشریه‌ای، می‌شود آثارشان را در نشریات قابل‌دسترس دیگر جست.
داستان‌ها به ترتیب حروف الفبایی نام نویسندگان ترتیب یافته است. شاید اگر آثار به‌تناسب زمان انتشار نشریات نظم می‌یافت مخاطب می‌توانست به درک واقعی‌تری از روند رشد و حرکت شکلی و محتوایی داستان‌های طنز در طی زمان برسد، اگرچه نظم الفبایی برای دستیابی به نام نویسندگان موردنظر کاربرد بیشتری داشته باشد.
داستان‌های کتاب با زندگینامه نویسندگان و نیز منبع آثار آمده است. البته زندگینامه‌ها ازنظر حجم و محتوا یکدست نیست. برای مثال بیوگرافی علی‌اکبر دهخدا شامل بررسی تحلیلی سیر حرکت او در طنزپردازی و طنزنویسی و تأثیر او بر جریان طنز معاصر است درحالی‌که این بررسی تحلیلی در مورد دیگر نویسندگان بکار نرفته است. گاهی نیز منبع اثر مشخص نیست و یا فاقد زندگینامه نویسنده است که احتمالاً این امر پیامد دردسترس قرارنداشتن آرشیو تمام مطبوعات طنز عصر حاضر است.
کتاب در بررسی نشریات معاصر اطلاعاتی جالب به مخاطب امروزی ارائه می‌دهد. برای مثال او را با تصویر جدیدی از چهره بزرگ علوی داستان‌نویس معاصر، بمثابه نویسنده داستان‌های فکاهی در نشریه چلنگر روبرو می‌‌کند. همچنین ردپای برخی از آثار داستانی معروف و ماندگار معاصر را می‌توانیم در چلنگر ببینیم، از «قصه عینکم» نوشته رسول پرویزی (که برگرفته از داستان «نوردیده» در چلنگر است) گرفته تا «ماهی سیاه کوچولو» نوشته صمد بهرنگی (که بسط یافته داستان «ماهی قرمز شجاع» این نشریه است). همچنین در کتاب، داستانی خواندنی با عنوان ماهی گلی از پرویز شاپور آمده که حاصل ذهن خلاق و شاعرانه اوست؛ داستانی که حسین توفیق در پرورش آن نقش داشته و حیف بود که در بایگانی مطبوعات طنز بماند و خاک بخورد!
در کتاب حاضربرخی اشتباهات چاپی و یا تایپی نیز بچشم می‌‌خورد که امید می‌رود در چاپ‌های بعدی تصحیح شود. برای مثال در صفحه 35، نام نشریه خوش‌خنده، خوش خند چاپ‌شده است. در صفحه 52، نام محمدامین محمدی، محمدامین محمد چاپ‌شده است. در صفحه 212، ترجیح بندآمده که ترجیع‌بند به‌عنوان یکی از قالب‌های شعری صحیح است. در صفحه 63، نام نشریه مش حسن به‌اشتباه، مشد حسن آمده است.
نکته آخر آنکه مناسب بود اگر نویسندگان عنوان کوتاه‌تری را برای کتاب برمی‌گزیدند و از :«سیری در...» به عنوان نام فرعی کتاب استفاده می‌کردند.
درمجموع به نظر می‌رسد در شرایط کمبود منابع نظری طنز، کتاب حاضر می‌تواند دریچه‌هایی را برای تحقیق پیش روی پژوهشگران بگشاید و مطالعه داستان‌های آن مخاطب کرونا زده امروز را کمک کند که ذهنش کمی بیاساید و نفس بکشد، گرچه این حسرت نیز با مخاطب همراه است که کاش زنده‌یاد ضیایی در بین ما بود و با دیدن ثمره زحماتی که برای تدوین این مجموعه ارزشمند همراه دیگر نویسنده کتاب (غلامرضا کیانی رشید) متحمل شده، در این حس خوب با مخاطب شریک می‌شد...


رزمایش طب سنتی
November 11, 2020

%D8%B4%DB%8C%D8%AE%DB%8C2.jpg

اطلاعیه پیرو رزمایش دکتر زهرا شیخی سخنگوی محترم کمیسیون بهداشت مجلس و همکاران:

در این مکان بخور عنبرنسارا و روغن بنفشه شلیک می‌شود.

کلیه هزینه‌های این رزمایش از جیب مردم فهیم و بیدار و آگاه استخراج می‌گردد و سرویس‌دهی فقط برای آن‌ها صورت می‌پذیرد.

فلذا مسئولین محترم و خدوم، شایسته است در کلیه ساعات شبانه‌روز از امکانات منحط فوق مدرن بیمارستانی و دارویی طب منحوس نوین استفاده کنند.

توقف بیجا مانع کسب است.


خندیدن با فیلسوف
October 31, 2020

%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87%20%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87.jpg

(به بهانه انتشار ترجمه تازه‌ای از کتاب «خنده» نوشته هانری لویی برگسون)

-کف‌های سفید و سبک و شاد، خط پیرامونی امواج را دنبال می‌کنند. گهگاه موجی می‌گریزد و اندکی از آن کف‌ها را به ساحل می‌آورد. خنده همانند این کف به وجود می‌آید. از زندگی اجتماع فاصله می‌گیرد و با شتاب، شکل پویایی از طغیان‌های سطحی آن را رسم می‌کند. خنده نیز حباب کفی است ساخته از نمک و مانند حباب به نشان شادی و سرور می‌ترکد. فیلسوف که مشتی از آن برمی‌دارد تا بچشد، البته که گاه، در آن قدری هم تلخی می‌یابد...
این تعابیر دقیق و شاعرانه، عبارات پایانی رساله «خنده» هانری لویی برگسون فیلسوف نامدار فرانسوی است که به یافتن معنای خنده و همچنین چرایی و چگونگی شکل‌گیری یک اثر کمیک اختصاص دارد. این عبارات به‌خوبی بیانگر آمیزش نگاه عمیق این فیلسوف بزرگ با درنگ‌های هنرمندانه است که بر جذابیت این رساله می‌افزاید. کتاب «خنده» ازآنجاکه با قضایای فلسفی به‌صورت معمول آن سروکار ندارد یک اثر فلسفی به معنای خاص آن نیست ولی پژوهشی است که با نگاهی فیلسوفانه و عمیق و برخوردار از شیوه‌های علمی در بررسی مفهوم امر خنده‌آور تدوین‌شده است. برگسون در سال 1928 «به‌پاس قدردانی از اندیشه‌های پرمایه و زندگی‌بخش و هنر درخشانی که این اندیشه‌ها به کمک آن بیان شده‌اند» برنده جایزه نوبل ادبیات شد. برگسون، شهود را برتر از خرد می‌دانست و آن را سرچشمه هرگونه شناسایی می‌شمرد و این، ویژگی بارز تفکر فلسفی او بود. این نگاه از بعد هنری در انعطاف‌پذیری، زلالی، روانی و درخشندگی نوشته‌هایش متجلی است. ازاین‌رو، او را شاعری فیلسوف دانسته‌اند که بندهای نوشته‌هایش در دیده خیال، رنگارنگ می‌نماید. این ویژگی در رساله خنده نیز به‌روشنی به چشم می‌آید که خواندن آن را برای مخاطب لذت‌بخش می‌کند و به علت برخورداری از نگاه کاونده و عمیق پس از صدسال که از انتشار آن می‌گذرد همچنان جایگاه ممتاز خود را در میان تمام آثاری که به طنز و خنده پرداخته‌اند حفظ کرده است.
کتاب شامل سه مقاله زیر است که برگسون آن‌ها را ابتدا در «روو دو پاری» چاپ کرد و پس‌ازآن به شکل کتابی مستقل یکجا به چاپ رساند: «امر خنده‌آور به‌طور عام»، «کمدی موقعیت و کمدی واژگان» و «کمدی شخصیت». برگسون باهدف دستیابی به سرچشمه‌های ذهنى، روانى و عاطفى خنده، بحث را با طرح سؤالی آغاز می‌‌کند: «در عمق چیزهای خنده‌آور چیست؟» او درراه دستیابی به پاسخ، به سؤالی دیگر می‌رسد: «قصد جامعه از خنده چیست؟» و پیش می‌رود: «چرا ناهماهنگی برانگیزاننده خنده است درحالی‌که بسیاری از ویژگی‌های دیگر اعم از عیب یا حسن چنین تأثیری روی او ندارد؟» او در این جست‌وجو، خواننده را نیز با خود همراه می‌سازد و قدم‌به‌قدم پیش می‌رود. او، کار را به مدد شیوه‌ استقرایی دنبال می‌کند، از جزئیات آغاز می‌کند تا به نتیجه‌ای کلی برسد و در این راه از نگاه شهودی خود کمک می‌گیرد. برگسون کمدی را یک بازی می‌داند؛ بازی تقلید زندگی؛ و برای بررسی آن، گاه نمونه‌هایی از بازی‌های کودکانه را شاهد می‌آورد، گاهی از آثار کمدی و درام مدد می‌گیرد و گاه برگ‌هایی از زندگی روزمره را برمی‌گزیند و آن را برای یافتن عمق مفهوم کمدی به کار می‌گیرد... هر تحلیلی را با آوردن شواهد متعدد، همراه می‌کند و بابیانی سهل، ساده و درعین‌حال ممتنع به کشف عمیق‌ترین و پیچیده‌ترین کارکردهای ذهنی انسان (آفرینش اثر کمیک) می‌‌پردازد. نگاه برگسون در این تفسیر ناظر بر تمامی انواع کمیک است. او در رساله خنده در پی یافتن رشته‌ای است که تمامی گونه‌های کمدی را به هم می‌پیوندد. برگسون چنانکه خود می‌گوید، هیچ کمیکی را خوار نمی‌شمارد. چراکه در اثر کمیک، بیش ازهر چیز عنصر زنده‌ای می‌بیند و آن را هراندازه هم که خفیف باشد باکمال احترامی که برای زندگی قائل است، موردبررسی قرار می‌دهد و درصدد دستیابی به جوهر کمدی و بررسی چرایی خنده ناشی از انواع کمیک، اعم از شوخی، بذله، ریشخند و فکاهه و درصدد یافتن رشته‌ای است که از لودگی‌های یک دلقک تا بازی‌های ظریف یک نمایش کمدی را در برمی‌گیرد؛ هرچند به تفاوت آن‌ها نیز نظر دارد. ازاین‌رو این اثر می‌تواند برای تمام کسانی که در کار هنر کمیک و کمدی‌اند راهنما باشد و در دستیابی به درک درستی از عمق و ابعاد خنده و آثار مرتبط با آن یاری‌شان کند.
برگسون در این اثر برخلاف غالب روانشناسان و بخصوص فروید (که شوخی را با ناخودآگاه مربوط می‌داند) تحلیلی روان‌شناختی از خنده به دست نمی‌دهد و بر کارکرد اجتماعی خنده تأکید می‌کند که سود همگانی و اصلاح عموم را دنبال می‌کند. ازاین‌رو اثر کمیک را در مرز میان هنر و زندگی قرار می‌دهد. معتقد است که کمدی مانند هنر، ناب و بی‌نظر نیست. هنر، گسست از جامعه و بازگشت به‌سادگی طبیعت است که در سایه درون‌گرایی ایجاد می‌شود و حالتی فردی دارد ولی لازمه عمل خنداندن، پذیرش زندگی اجتماعی به‌منزله محیطی طبیعی است و هدفی عمومی مبتنی بر تصحیح رفتارهای فردی و اجتماعی دارد: «خندیدن بیش از هر چیز، عمل تصحیح کردن است. چون هدف آن تحقیر است، پس اثر رنج‌آوری روی طرف می‌گذارد. اگر در خنده نشانی از دل‌بستگی و نیک‌خواهی باشد، به هدف خود نخواهد رسید: نقش خنده هراساندن از راه تحقیر است...!». اینجاست که او در کنار تأکید بر اجتماعی بودن امر خنده به یکی از ویژگی‌های مهم خنده می‌رسد و آن، نیاز خنده به میزانی از «بی‌تفاوتی» و «شکاف عاطفی» است. هرچه انسان نسبت به موضوع خنده‌اش پیوند احساسی و همذات پنداری بیشتری داشته باشد، خندیدن برایش دشوارتر می‌شود و برعکس هرچه نسبت به سوژه خونسردتر و بی‌اعتناتر باشد زمینه برای خنده‌اش فراهم‌تر می‌شود. در سایه این نگاه به امر کمیک و خنده است که یکی از دقیق‌ترین و کامل‌ترین تعاریف از خنده و کمدی را در دست می‌دهد: «کمیک هنگامی به وجود می‌آید که گروهی از انسان‌ها گرد هم آیند، حساسیت‌ها را کنار بگذارند و با شعور خود کاملاً به یک نفر از میان جمع حاضر توجه کنند.»
در این میان برگسون به ویژگی‌های مهم عمل خنده‌آور می‌پردازد و به عمق چرایی خنده‌دار بودن یک پدیده می‌رود، در نظر او امر خنده‌آور خارج ازآنچه به معنی واقعی کلمه انسانی است، وجود ندارد. حتی حیوانات زمانی «خنده‌دار» می‌شوند که صفات «انسانی» برایشان متصور شویم. بر این اساس او از انعطاف‌ناپذیری و ماشینی بودن و حرکات ناخودآگاه به‌عنوان «امری مکانیکی در جسمی زنده» یاد می‌کند که تعجب برمی‌انگیزد و باعث خنده می‌شود، چراکه حركت مكرر و خودكار، حرکتی انسانی نيست بلكه حركت ماشينی است. در اینجا خنده درواقع واکنشی است که جامعه به رفتار غیرارادی و بی‌نظمی و اختلال و گیجی و بی‌منطقی نشان می‌دهد.
کوتاه سخن آنکه بیش از یک قرن از انتشار رساله خنده می‌گذرد و این کتاب در سایه برخورداری از بررسی دقیق و درک عمیق از خنده و کمدی همچنان برای پژوهشگران و علاقمندان و نیز دست‌اندرکاران رشته‌های مرتبط با طنز و کمدی راهگشاست و همچنان از مهم‌ترین منابع نظری طنز بشمار می‌آید.
کتاب خنده اولین بار در سال 1379 با ترجمه عباس باقری توسط نشر شباویز منتشر شد و اخیراً با ترجمه مهستی بحرینی از سوی نشر نیلوفر انتشار یافته است.

انتشاریافته در روزنامه اعتماد، شنبه 10 آبان 1399