info at bbgoal.com
rouyasadr at yahoo.com


Enter Your Email
 





آدم ها و ریش تراش ها
June 22, 2009


یک مرکز خبری : یک سری از اراذل و اوباش بعد از عمل شنیع رای دادن به یک نامزد مشخص،نیمه شب داخل یک خوابگاه ریختند و تا می خوردند،خودشان را کتک زدند .سپس خودشان را گرفتند و به نقاط نامعلومی بردند که خوشبختانه گم شدن ریش تراش مذکور،تحت بررسی است..
یک دمپایی : اراذل و اوباش به حریم من تجاوز کردند و بعدش رفتند خیابان. اگر پوتین ها من را از پای آنها نجات نداده بودند معلوم نبود به سرم چی می آمد که بدین وسیله تشکر می کنم.
یک سطل آشغال : وقتی اراذل و اوباش آمدند و در پیاده روها جمع شدند و پچ پچ کردند ،یک سری از نیروهای غیرتمند و دلسوز، آمدند و ما را وسط خیابان آتش زدند که بدین وسیله از مسئولین امر کمال تشکر را داشته واراذل و اوباش را محکوم می کنیم...
یک اراذل و اوباش : به خدا من بی تقصیرم.رفیق بد من را به این روز انداخت.البته حرفهای خوب هم بی تاثیر نبود...الآن هم پشیمانم.به خدا دیگر در خیابان نچ نچ نمی کنم...آهای آقا عکس نگیر...آهای ملاجم!...
یک اراذل و اوباش دیگر : من اعتراف می کنم که در روز رای گیری،به طریق مذبوحانه ای بعد از چند ساعت ایستادن ناجوانمردانه سر صف،رایم را داخل صندوق شلیک کردم که متاسفانه فردایش رفته بودم روزنامه بخرم که در رابطه با خاراندن سر،شناسایی شدم و شیشۀ مغازه ها هم به طرز مشکوکی ترک برداشت و چند مغازه خالی شد که به این وسیله شدیداًبنده ابراز شرمساری می کنم واعتراف می کنم و جون مادرتون بذارین یه ذره بخوابم ...
یک عابرپیاده :بنده به چشم خودم دیدم که یکی از همین اراذل و اوباش ها داشت در رابطه با شکسته شدن شیشه های ماشینش حرفهای تحریک آمیز به برخی نیروهای غیور و دلسوخته می زد و جوانان بی گناه و معصوم را منحرف می کرد که خوشبختانه بلافاصله ارشاد شد...
یک شاهزاده که از سیارۀ دیگری آمده بود: بالاخره نگفتی اراذل و اوباش یعنی چی؟!...

(چاپ شده در روزنامۀ اعتماد ملی با جرح و تعدیل)


جوراب ها و آدم ها
June 16, 2009


بازخوانی یک واقعۀ تاریخی در ماندانائو،از زبان شاهدان عینی و غیر عینی:

یک عینک جوشکاری:می دانید؟نتیجۀ آرا،خیلی خیره کننده بود.تا مدتها،همه،چنان خیره شده بودند که هر قدرت حرکتی از آنها سلب شده بود.چند ساعت گذشت تا به خودشان بیایند و احساس کنند که بدون عینک جوشکاری،قادر به خواندن عدد و رقمها نیستند...

یک ماشین حساب : بله . یادم می آید...روزهای حماسی و غرور آفرینی بود.نتیجه،پیش از اتمام شمارش کامل،دقیق مشخص شد و این،برای ما ماشین حسابها،بسیار جالب بود.می گفتند یکی از دکترهای دانشگاههای معتبر دنیا،نتیجه را ذهنی حساب کرده بود که اینقدر زود اعلام شد.

یک آسفالت:می دانید؟از دستمان در رفت:پوتینها همه جا را شخم زدند و آسفالت کردند و حتی دهانها را هم آسفالت کردند .این بود که هی ما گسترش پیدا کردیم...تولد پشت تولد...شیوه های جلوگیری هم جواب نمی داد... خیلی طول کشید تا توانستیم خودمان را جمع و جور کنیم...

یک چنگ و دندان:خب می دانید،ما وظیفۀ صیانت از نتایج را بر عهده داشتیم ولی آنقدر استقبال از طرف مردم خوبمان زیاد بود که برای حفظ آن تنها چنگ و دندان افاقه نمی کرد و به سایر اعضا و جوارح نیز نیاز بود...در هر حال روزهای سختی بود...خیلی سخت...

یک کلاه:دقیقاً یادم است... برای من روزهای خوب و غرور آفرینی بود.بخصوص این که آفتاب هم شدید بود و صورت و جاهای دیگر را شدیداًمی سوزاند.من خیلی خوشحال بودم و شدیداًافتخار می کردم طوری که افتخاردانم همان روزها پر شد.

یک جوراب:خب همه جا بوی عرق پا می داد.ما،بی تقصیر بودیم.پوتینها ما را پوشانده بودند و نمی گذاشتند پاها یک کمی نفس بکشند...

یک کلاه کاسکت : خب ما هم بوی جوراب می دادیم.کلٌه ها بوی جوراب می داد.بسکه آنهایی که ما را پوشیده بودند کوتاه بودند...


یک کفش زنانه:درست یادم است.بعد از آن اتفاق ،پوتین های نو،شهر را محاصره کردند.ما،احساس ناامنی می کردیم و جرات نداشتیم بیاییم توی خیابان.

یک کفش بچگانه: خوب مدل پوشش عوض شده بود.پوتینها به بازار آمدند و دکان ما را تخته کردند.فکر می کردیم صادر بشویم برویم....چه می دانم،از همین حرفها...شما هم چقدر پیله می کنید؟!...


تبریک
June 14, 2009

ترجمه از منابع خارجی

توضیح:این مطلب،از کتاب"تاریخ ماندانائو" چاپ شده در سال 1578 میلادی توسط انتشارات پنگوئن استخراج شده است
یک طنزنویس ماندانائویی:این انتصاب را به قاطبۀ دوستان و همفکران و همراهان و همصنفان و همکاران صمیمانه تبریک عرض می کنم.به امید روزهای پربار و پرکار
یک کاریکاتوریست ماندانائویی:بنده هم به سهم خودم و همکارانم،خوشحالم و تبریک عرض می کنم
یک ویلیام شکسپیر :ای آسمانها فرود آیید...ای ابرها ببارید...ای رودخانه ها بخروشید...تبریک...خیلی تبریک
یک مسئول ادارۀ آمار:بر اساس آمارهایی که ما در ماندانائو داریم،رشد همه چی به مقدار قابل توجهی بالا رفته و البته بعضی شاخصها هم پایین آمده و مو لای درز هیچی نمی رود وبنده به همۀ آمارگران کل تاریخ بشریت تبریک می گویم...
یک دانشمند و مخترع جوان:خوشبختانه امروز در ماندانائو دستگاههای غرور آفرینی به بازار آمده که قبل از شمردن،نتیجه ها را اعلام می کند و من این اختراع و این موفقیت را به همۀ شما مردم عزیز و غیور دنیا تبریک می گویم.
یک فوق کارشناس رادیو و تلویزیون ماندانائو: همکارانم به من اشاره می کنند که حرف زیادی نباشد و تبریک...خیلی تبریک
یک کارشناس فوتبال:از نظر کارشناسی،در فوتبال ماندانائو تعداد گلهای خورده و زده مهم نیست،مهم این است که چه کسی برنده اعلام شود...ممنون و خیلی تبریک...
یک حافظ نظم اجتماعی ماندانائو:طرح بزرگ"صیانت از نظرات و تبریکات و غیره"بزودی توسط 78645 گشت و نفربر جهت رفاه حال هموطنان عزیزماندانائویی اجرا خواهد شد.ما،ضمن تبریک به کل بشریت از مردم عزیز ماندانائو خواهشمندیم نظم اجتماعی و غیر اجتماعی را شدیداًرعایت کنند
یک کارشناس امور حماسه جات ماندانائو: من به نوبۀ خودم و دیگران و کلٌ بشریت، این حماسۀ بزرگ اعلام نتایج را که از عصر دایناسورها تا کنون بی سابقه بوده،تبریک می گویم
ادامه دارد

(چاپ شده در روزنامه اعتماد ملی)


اعمال مختصرۀ مناظرۀ انتخاباتی
June 4, 2009

مناظرۀ دیشب موسوی و احمدی نژاد،بخصوص ده دقیقۀ آخرش خیلی خوب بود و تفاوت هوچی گری با عقلانیت در آن واضح و آشکار شد.در رابطه با مانیفیست یکی از طرفین در مناظره،متنی به دستمان رسیده که توجه شما را به آن جلب می کنیم:

و امّا اعمال مناظره
بدان که در تفسیر محمود علیه السلام خبری در آداب مناظره ذکر شده که اوراد بسیار در آن مندرج است.از جمله دوازده بار:"بنده به شما علاقه دارم."و چهارده بار:"به شما اطلاعات غلط داده اند" و "من تعجب می کنم" وهفتاد بار:"ما خیلی مظلومیم"و هزار و چهار صد و پنجاه و شش بار:"دهن همه تونو صاف می کنم."و:"آهای...نفس کش".
از حضرت ثمره هاشمی روایت است که احوط است در هر دقیقۀ مناظره ،یک فرد غایب از نظر را دراز کند و پسرش را و باجناقش را و مادرش را و خواهرش را و زنش را و جدّ و آبائش را نسبتهای زیاد دهد،و مستقیماً طرف مناظره را نگاه کند،باشد که او زهره ترک شود وبه چیز – چیز افتد زیاداًزیاداً.
پرویز بن داوودی نقل کرده که از حضرت شیخنامنقول است که در دقیقۀ سیّم دسته از دوازده گذشته برج حوط،به خدمت حضرتش رفتم.وی فرمود که ای ابوداوود!اکثر چهار سال رفت و این روزهای آخر آن است و دل ما بریان و چشم ما گریان است .پس بر تو باد که بسازی هرسند و مدرک و آماری که می توانی ساختنی،هر چه گُنده تر بهتر، باشد که دهان عالم صاف کنیم تا چون 22 خرداد آید،خالص گردانیده باشی ما را برای ریاست جمهوری و مگذار هیچ بهتانی را بلکه به درد بخورد و فرو گذار مکن هیچ فحشی را مگر که نافع آیدکه فحش از دهان ما،حکماً طیّبات است،بعون البعضیها تعالی .عرض کردم یا شیخ، بر همان"بعضیها تعالی" توکّل کن،توکّل کردنی،باشد که دوباره رییس جمهور شوی و هر که بر ایشان توکّل کند،کفایت کند او را،که خوب پشتیبانی است.و یا محمود!ترسان باش از عذاب ترک صندلی و این ورد را هزار و چهار صد مرتبه در خلوت بخوان که:"یا صندلی...یا صندلی...یا صندلی" و امیدوار باش به رحمت اصحاب صندوق و امدادهای غیبی،باشد که دوباره انتخاب شوی...



گزارش ویژۀ خبری
June 3, 2009

به سبک بعضی از نشریات مهرورز

در حالی که دو هفته بیشتر به زمان برگزاری انتخابات باقی نمانده،حضور برخی جوانان هوادار یک کاندیدا در کنار خیابانها و پیاده روها و پخش مذبوحانۀ پارچه سبز و پوستر تبلیغاتی و توقف عابران پیاده و سواره برای گرفتن پارچه و پوستر و نصب آن روی شیشه ماشینها و منازل و مغازه ها،علاوه بر اختلال در امر راهنمایی و رانندگی،مشکلات جدی برای زندگی و معیشت مردم عزیز فراهم آورده، دل هر دردمند علاقمند به رفع مشکل ترافیک و آلودگی هوا را به درد می آورد.این،در حالی است که یکی ازفرهیختگان بزرگ فرهنگ و تمدن و ادب بشریت و کارشناس در امور رنگ شناسی،از ماهیت لجنی این رنگها پرده برداشته است ولی برخی از هواداران بی ادب و بی فرهنگ کاندیدای فوق،همچنان به لجن پراکنی خود ادامه داده و در برابر سخنان مستدل و متین خواهر فرهیختۀ فوق الذکر،به شیوۀ مذبوحانه و بی ادبانه و بی فرهنگانه ای سکوت می کنندو وقیحانه اعلام می دارند که پاسخ رقیب را پای صندوق رای خواهند داد.

در حالی که جناح رقیب در حال سیاه نمایی تلاشهای شبانه روزی دولت خدوم شما مردم است،از منابع آگاه خبر می رسد که گروهی از جوانان معلوم الحال،با دست زدن به اعتیاد و مبادرت ورزیدن به بیکاری،سعی دارند آمارهای ارائه شده توسط دولت خدمتگزاررا مخدوش سازند.سرنخهایی از حضور این افراد در کوچه ها و خیابانها و پارکها و مغازه ها و خانه ها و دیگر مراکز عمومی و خصوصی گزارش شده است .حضور برخی از این افراد در فیلمهای تبلیغاتی برخی از کاندیداها نیز در رابطه با همین سیاه نمایی ها ارزیابی می شود.

در حالی که آگهی های تبلیغاتی کاندیداهای رقیب شیشه های مغازه ها و ماشینها و خانه ها را پر کرده است،جبهۀ هواداران کاندیدای مردمی و محبوب نژاد به خاطر نداشتن امکانات مالی،نتوانسته به چاپ آگهی تبلیغاتی و روبان و نصب آن روی شیشه های ماشینها و مغازه ها و پنجره خانه ها بپردازد.از این رو این جناح ،تنها به انعکاس مظلومانۀ خبر سفرهای استانی و افتتاح پروژه ها و فروش سهام ها و توزیع اقلام غذایی و پول میان مردم و سخنرانی های رییس جمهور مظلوم در برنامه های مختلف رادیویی و تلویزیونی و روزنامه های دولتی اکتفاد کرده که این امر،گام مهمی در صرفه جویی در مصرف بیت المال به شمار می آید.
بقیۀ خبرها متعاقباًاعلام می شود.

منتشر شده در سایت قلم