info at bbgoal.com
rouyasadr at yahoo.com


Enter Your Email
 





ماموریت‌های عجیب پلیس!
May 27, 2015

درست یک روز پس از این که اعلام شد پلیس تهران، طبق معمول سنواتی دهه‌های اخیر، برای برخورد با "بدپوششی" گشت‌های امنیت اخلاقی به راه می‌اندازد، صفحۀ حوادث شرق، تیتر زد:"ماموریت های عجیب ماموران پلیس" .فکر کردم لابد داغ دل نویسنده، تازه شده و یاد وعده‌های انتخاباتی رییس دولت تدبیر و امید افتاده که :" من به کمک پلیس کاری خواهم کرد که امنیت واقعی باشد و دختران ما، در خیابان احساس امنیت کنند و نخواهم گذاشت ماموری بی نام و نشان از کسی سوال کند."... اذهان خصوصیم در آستانۀ مشوش شدن بود که با خواندن اصل خبر، ماجرا به خیر و خوشی گذشت: ماموریت های عجیب، مربوط بود به دستگیری دزد خوب‌آلوده و فیصله دادن دعوای خانوادگی بر سر نامگذاری نوزاد و موارد تعجب‌آوری از این قبیل... خیالم راحت شد. قدرت تخیل، چه فجایعی را که بر سر ذهن آدم نمی‌آورد!


به نام کتاب، به کام کباب!
May 19, 2015

در یک روز دلپذیر بهاری که هوای مصلی هنوز از بوی آش‌رشتۀ ایلام و کلوچۀ فومن و رب‌انار ساوه و لواشک گیلان و آبلیموی شیراز و روشور یزد و دیگر محصولات میهن عزیز و پهناورمان‌ آکنده بود ودر خاطره‌اش، لحظاتی نقش بسته بود که دودودم کباب ، امکان پیشروی به سمت کتاب را برای ملت خسته و گرسنه‌مان سخت می‌کرد، از سوی مسئولان، اعلام شد که فروش نمایشگاه کتاب امسال نسبت به سال گذشته 35 میلیارد تومان بیشتر بوده و به 175 میلیارد تومان رسیده است: شاهدی برای اثبات این که سیاستگزاری‌ها موفق بوده‌است و ملت حاضر است سال به سال بیشتر برای کتاب هزینه کند. نشان به آن نشان که در میان نمایشگاه‌های کتاب دنیا بیشترین بازدیدکننده را داریم و تعداد کتاب‌های منتشرشده‌مان در سال حدود 52هزار عنوان است و امروزه هر ایرانی پاک نهادی یا در حال کشف استعدادهایش است، یا در حال پیدا کردن ناشر برای ثبت این استعدادها و یا در حال بالفعل کردنشان از طریق انتشار کتاب شعریا داستان یا ترجمه یا غیره.... بیایید با طرح سوالات بی حاصلی از این قبیل که چند درصد آمار کتابهای خریداری شدۀ نمایشگاه مربوط به کتاب‌های کمک درسی است و چند درصد افزایش رقم خرید، محصول بالارفتن قیمت کتاب است و تیراژ کتاب‌های انتشاریافته چقدر است، اوقات خود و خواننده را تنگ نکنیم... ما ملت کتاب‌دوستی هستیم ونشانه اش هم تشکیل نمایشگاه کتابی که کم‌کم بیشتر رنگ کارناوال شادمانۀ خوراکی و سرگرمی و صدالبته کتاب را به خودش می‌گیرد. کارناوالی که اگر بی پیش‌ذهن نگاهش کنیم، خوشحال می‌شویم که مردم عزیزمان، چقدر به کتاب علاقمند شده اند... معمولاً فراموشی، شادی می‌آورد!
(انتشار یافته در روزنامۀ شرق)


روز جهانی خنده و اتحادیۀ تولیدکنندگان آینه-شمعدان!
May 18, 2015

"اتحادیۀ تولیدکنندگان آینه-شمعدان و صنف پرورش دهندگان گل شمعدانی به پخش سریال شمعدونی اعتراض کرده اند." این، خبر طنزآمیزی بود که در آستانۀ جایگزینی سریال "شمعدونی" به جای "در حاشیه" در فضای مجازی منتشر شد. ...واقعیت این است که در چند دهۀ اخیر به مرور، خط قرمزهای آثار طنز، تنگ ترو دایرۀ مقدسات گسترده‌تر و عام‌تر شده و تقدس‌پذیری در فضای رسانه‌های رسمی به امری مسری مبدل شده که دامن خیلی از پدیده‌های اجتماعی و فکری را گرفته که نباید با آن‌هاشوخی کرد و حرمتشان را شکست. در نتیجه، طنزنویس می‌ماند و سوژه‌های بی‌خطرخانوادگی: ماجراهای میان زن و شوهر و باجناق و جاری و دختر ازدواج نکرده و کودک بی‌ادب که هیچ‌کدام اتحادیۀ صنفی ندارند که عارض شود و با مدیران محترم سیما جلسه بگذارد و توجیهشان کند که سریال را متوقف کنند! این روزها مردم عزیز و بافرهنگ ما، می توانند پای جنگ‌وجدال‌های خانوادگی و فامیلی بازیگران سریال شمعدونی بنشینند، جنگ‌و‌جدال‌های پیش‌پا افتاده‌ای که چندان عمقی نیز ندارند که بتوانند به دست خرده‌گیرها بهانه بدهند و پای مفاهیم استعاری و یا کنایی را در آن باز کنند... شمعدونی، آینه‌ای است که در برابرما قرار گرفته تا به تماشای اغراق‌آمیز سوئ رفتارهایی چون گوش ایستادن، تقلب، دروغ، و لوس کردن بچه بنشینیم بدون این که از طریق ایجاد موقعیت طنز وادارمان سازد که از سوژه فاصلۀ انتقادی بگیریم و به اصلاحگری که هدف طنز است برسیم ویا در لذت تماشای یک اثرطنز خلاقانه با یکدیگر شریک شویم و لبخندی بر لبمان بیاید... حرف لبخند شد، یادم آمد که اولین یکشنبه ماه مه (13 اردیبهشت)، روز جهانی خنده بود. اولین جشن در ۱۱ ژانویه ۱۹۹۸، در بمبئی، هند برگزار شد و بنیانگذار حرکت یوگای خنده به قصد بیداری جهانی برای برادری و دوستی از راه خنده آن را به راه انداخت. اگرچه در دنیای آشفتۀ امروز، عبارت صلح جهانی و دوستی از راه خنده، به یک شوخی تلخ سوررآلیستی می‌ماند ولی در حد ارائۀ این پیام که خنده می تواند حامل انرژی مثبت باشد ارزشمند است... راستش من در گیرودارروزمرگی‌های زندگی، روز جهانی خنده را فراموش کردم. حتی سر تماشای سریال طنز شمعدونی هم به یاد خنده و بالطبع روزی که به یادش نام‌گذاری شده است نیافتادم... باشد که درروزهای پیش‌رو، در روزهای خوبی که لزوماً روز جهانی خنده هم نیست، در این سریال (که دست‌اندرکارانش از چهره‌های خوب طنز امروز ما هستند) و دیگر سریال‌های طنز ما، اتفاق‌های شیرینی رقم بخورد. اتفاق‌هایی که شیرینی آن ، با برخوردهای برخی که در پس هر شوخی دنبال توطئه و توهینی می گردند تلخ نشود...
(انتشار یافته در روزنامۀ شرق)


در یک روز معتدل بهاری اتفاق افتاد...
April 19, 2015

در بعد‌از‌ظهر بهاری، وقتی آدم‌ها سرگرم تخمه‌شکستن و رتق و فتق اموردنیا و مافیها در نشست‌های خانوادگی بودند و ابر و باد و مه و خورشید و فلک هم داشتند کار خودشان را می‌کردند، من با همین دو گوش خودم شنیدم: در فیلم فاخر و ارزشی "چ" که از سیما پخش می‎شد، در یک صحنۀ تراژیک، زبانم لال، رویم به دیوار، صدای تک‌خوانی زنی آمد که داشت ترانه‌ای کردی می‌خواند. کور شوم اگر دروغ بگویم ولی با همین دو چشم خودم دیدم که آدم‌ها همچنان دارند تخمه می‌شکنند و امور دنیا و مافیها را رتق و فتق می‌کنند، ابر و باد و مه و خوشید و فلک دارند تا اطلاع ثانوی کار خودشان را می‌کنند و زندگی همچنان جریان دارد و دنیا هم کن فیکون نشده است...جل‌ٌالخالق...مگر ممکن است؟!

(انتشار یافته در روزنامۀ شرق، با جرح و تعدیل!)


خوان گسترده‌ی خنده!
April 15, 2015

نگاهی به کتاب «خوان خنده» نوشته‌ی عبدالرحیم ثابت
عبارت‌های مطایبه‌آمیز بخش مهم و قابل توجهی از محاورات بین ایرانی‌ها را تشکیل می‌دهد. این بخش از زبان عامه گنجینه‌ای است از بلاغت و هنر تا دریچه‌ای تازه را به ذهن و زندگی مردم و دردها و دغدغه‌هایشان بگشاید و نشان دهد که ذهن شوخ‌طبع و ظریف و پیچیده‌ی ایرانی، چگونه در قالب زبان پرایهام و فرهنگ پر اشاره و کنایه و مطایبه‌ی عامه متجلی می‌شود و کلام رابا طنزآفرینی و ظرافت عجین می‌سازد.

اخیراً کتابی منتشر شده است با عنوان «خوان خنده» که در حقیقت فرهنگ تعبیرها و عبارت‌های طنزآمیز متداول در لهجه شیرازی است. این کتاب توسط عبدالرحیم ثابت تدوین شده است و مدخل‌های آن، در ۳۲۷ صفحه و بر اساس حروف الفبا، ترتیب یافته‌اند. «خوان خنده» ، از آن رو که بخش مهمی از محاورات طنزآمیز شیرازی را دربرمی گیرد اثر ارزشمندی است و شاید تنها کتابی باشد که به بررسی تعبیرها و عبارت‌های طنزآمیز خطه‌ای از ایران به طور مستقل پرداخته‌است. از این رو تلاش پژوهشگر ارجمندش بی‌شک ستودنی است، تلاشی که جای خالی آن در مورد دیگر نقاط کشورمان حس می‌شود. در ذیل مدخل‌های کتاب، در صورت لزوم به پیشینه‌ی تاریخی شکل‌گیری واژه و یا اصطلاح نیز اشاره شده و ضمن آن، به تناسب موضوع، به تاریخ، آداب و رسوم و روابط فردی و اجتماعی مردم شیراز پرداخته که این امر، اثر حاضر را از نظر آشنا ساختن مخاطب با بخشی از فرهنگ و زبان و اصطلاحات عامیانه و تاریخ و آداب و رسوم شیراز نیز دارای ارزش می‌سازد. (رک به: «مگر مثل قوام بی پدره» و یا: «الهی کوفته‌ات را بخورم» و یا: «بریم آسونه شاید جونمون بوسونه» و یا:«به شیر شاه چراغ» ). در این میان پژوهنده‌ی گرامی به همانندیابی اصطلاحات نیز دست زده و در توضیح هر مدخل طی یک بررسی تطبیقی، به همانندهای آن در دیگر شهرها و سرزمین‌ها نیز اشاره کرده است. (رک. به مدخل: بوغورنه می‌گوید رسید، دل می‌گوید نرسید.) همچنین از متون کلاسیک ادبیات فارسی برای مدخل‌ها نمونه یابی کرده و گاه به مقایسه‌ی میان آن چه فرهنگ‌ها و یا صاحبنظران در باره‌ی اصطلاح مورد نظر گفته‌اند پرداخته‌است. عبدالرحیم ثابت دکترای زبان و ادبیات فارسی دارد. این امر به او کمک می‌کند تا در معادل یابی یا توضیح معنا و مفهوم، با نگاه عمیق و دقیق به تحلیل ساختاری و دستوری عبارت و اصطلاح نیز بپردازد و از زاویه ادبیات فارسی آن را بررسی کند.

از دیگر وجوه تفاوت «خوان خنده» با فرهنگ‌های مشابه، توجه آن به طنز پنهان واژه‌ها و یافتن سویه‌ی طنزآمیز عبارات جدی است که این امر از دید اکثر فرهنگ نویسان نادیده گرفته می‌شود. چرا که آنان معمولاً به کاربرد احتمالی لغت یا اصطلاح در حوزه‌ی طنز توجه ندارند و به یافتن معنای معمولی و کاربرد جدی‌اش اکتفا می‌کنند در حالی که در محاورات رایج ایرانیان شوخ طبع، واژه‌هایی مثل «راه گم کردن» و «شماره گرفتن» صرفنظر از معنای معمول و کاربرد جدی، کاربردی طنزآمیز هم دارند که در کتاب حاضر به آن اشاره شده است .

اگرچه حوزه‌ی کار کتاب به گواهی حروفی که روی جلد آن نوشته شده است، به تعبیرها و عبارت‌هایی اختصاص‌دارد که رنگ و آهنگ لهجه شیرازی دارند ولی مؤلف در مقدمه اشاره‌کرده که اگر تعبیر و عبارتی طنزآمیز را در جایی دیگر نیز شنیده است، آن را در کتاب آورده، «مبادا در این دنیای شلوغ گم و گور شود.» نتیجه آن که اگرچه تمرکز کتاب بر اصطلاحات طنزآمیز شیرازی است، ولی دربرگیرنده‌ی کنایات و اصطلاحات طنزآمیز خارج از لهجه‌ی شیرازی نیز هست. کاش پژوهشگر ارجمند تمرکز خود را تنها روی عبارات طنزآمیز شیرازی می‌گذاشت و ثبت عباراتِ در معرض گم و گور شدن را به فرصت دیگری می‌سپرد! چرا که اولاً این در هم آمیختگی مثل‌ها و عبارت‌های طنزآمیز شیرازی و غیرشیرازی، کار پژوهشگران را در مراجعه به کتاب مشکل می‌سازد و از ارزش پژوهشی آن می‌کاهد و ثانیاً گسترش واژه گزینی، ضریب دقت اثر را کم می‌کند. چرا که اگر میدان واژه‌ها و اصطلاحات فرهنگ حاضر، تمامی ایران بود، می‌بایستی حجم کتاب چند برابر باشد. برخی از این دسته از واژه‌های غیرشیرازی کتاب، ماشین نوشته‌ها و ادبیات جاده‌ای است (عاقبتِ نیمکتِ آخر) ، برخی نقیضه سازی است ( آن چه شیران را کند روبه مزاج/ازدواج است ازدواج است ازدواج) و برخی عبارات ترکیبی مطایبه آمیز آمیخته از کلمات فارسی و انگلیسی و عربی است (مرسیکم‌الله) که ملاک گزینش نمونه‌هایی از این دست از میان انبوه نمونه‌های موجود، مشخص نیست. بخصوص این‌که در مقدمه می‌خوانیم که در این انتخاب‌ها، دامنه‌ی کاربرد اصطلاح میان مردم نیز دخیل نبوده است و از واژگان غیر شیرازیِ گزینش شده، برخی دامنه‌ی کاربرد وسیع‌تر و برخی کم‌تری دارند. از این رو به نظر می‌رسد گسترش دایره‌ی واژه‌ها به کل ایران، از سویی در حوزه‌ی کار کتاب (فرهنگ عبارت‌های طنزآمیز شیرازی) نیست و از سوی دیگر از دقت کار و ارزش تحقیقی و پژوهشی آن می‌کاهد. در این میان به نظر می‌رسد چه در مورد اصطلاحات شیرازی و چه غیر آن، یکی از عوامل گزینش واژه، دوری عبارت یا اصطلاح از رکاکت و تندی بوده است، امری که در مقدمه نیز به آن اشاره شده است. این امر با توجه به حساسیت‌های رسمی و غیررسمی در عرصه‌ی فرهنگ و اخلاق، تا حدی پذیرفتنی است. با این حال با توجه به آمیختگی فرهنگ عامه با چنین عباراتی و گستره‌ی وسیع به‌کارگیری آن در فرهنگ عامه، حذف کامل چنین عباراتی در متون پژوهشی، شاید جامعیت کار را تا حد زیادی مخدوش سازد. از این‌رو شایسته است که راهکاری برای این امر در نظر گرفته شود تا بتوان ضمن در نظر داشتن حساسیت‌های اخلاقی، تصویری جامع‌تر را از فرهنگ مطایبه‌آمیز مردم در آثار پژوهشی ارائه داد.

سخن آخر آن که کتاب ارزشمند«خوان خنده» در سال ۱۳۹۳توسط دانشگاه آزاد اسلامی واحد جهرم و با همکاری بنیاد فارس‌شناسی منتشر شده است.